مشاهده سبد خرید “هنرهای تصویری در دوران مدرن (2)” به سبد خرید شما اضافه شد.

کین‌توزی و منطق مقاومت: گفتاری دربارۀ بازتولید سلطه

10,800,000 ریال

مهلت ثبت‌نام
1404/11/07
تاریخ شروع
1404/11/09
استاد
دکتر آرش حیدری

کین‌توزی و منطق مقاومت: گفتاری دربارۀ بازتولید سلطه

(دپارتمان جامعه شناسی آکادمی شمسه)

مدرس : دکتر آرش حیدری

این دوره به ترم بهار 1405 موکول گردید.

شرح دوره :

کینتوزی (ressentiment) صورتی از آگاهی اخلاقی و سیاسی است که محصول ناتوانی در کنشگری و عمل ایجابی است. وقتی نیروی حیاتی نمی‌تواند کنشگرانه و خلاقانه چیزی را بیرون و فراتر از خود را برسازد، به درون در می‌غلتد و به نفرت از خود-دیگری تبدیل می‌شود. کین‌توزی نه فقط یک پدیدۀ روان‌شناختی که یک الگوی فرهنگی-سیاسی در نظامات معنایی و مقاومتی است. مبنای شکل‌بندیِ کین‌توزی همچون یک الگوی فرهنگی را باید در سازوکارهای تاریخیِ مبتنی بر سلطه جستجو کرد. سازوکارهایی که چرخۀ تولید کین‌توزی‌اند. در چنین بستری، یک اقتصاد عاطفی مبتنی بر خشم و رنج در قربانی‌شدگان پدید ‌می‌آید که محورش ارزش‌دهی به نفس قربانی بودن است، نه لزوماً نفی رابطۀ قربانی‌ساز. در اینجا است که رنج و میزان قربانی بودن، نوعی سرمایۀ هویت‌ساز خواهد بود که لزوماً نه ناظر به کنشی رهایی‌بخش که در خدمت چرخه‌ای از قربانی‌سازی و نفرت در می‌آید. در این نقطه، تنها با جابه‌جا کردنِ شکنجه‌گر-شکنجه شونده مواجهیم. وضعیت مازوخیستی در برابر وضعیت سادیستی قرار می‌گیرد و چرخۀ سادومازوخیسم بازتولید می‌شود. در این وضعیت، سوژه از رنج خود لذت می‌برد، چون در جامعۀ مبتنی بر کین‌توزی، همین اعتراف مداوم به رنج است که رنج‌دیده را دیدنی می‌کند. توفف در این دیدنی شدن و فراتر نرفتن از آن برای نفیِ مکانیسم‌های ستم، موجب ظهور فرهنگ قربانی محور می‌شود و نتایج سیاسی آن نیز ظهور جنبش‌هایی است که بر محور سیاست هویت می‌چرخند. جنبش‌ها و کنش‌هایی که در وهلۀ نهایی خود را فاقد سرنوشت مشترک با کلیت حیات اجتماعی می‌دانند و از این رو، در وهلۀ نهایی تنها بازتولید کنندۀ همان مکانیسم‌های طردکننده ودیگری‌‌ساز در سطحی دیگر خواهند بود. ناتوانی چنین جنبش‌هایی در گذار از خشم به آفرینندگی جمعی، منجر به شکل‌گیری کنش‌هایی نمادین می‌شود که تنها در صدد تسخیر نظامِ بازنماییِ پیش‌ساخته است. غایت چنین فرایندی، نه ایجاد فضای مشترک حیات و در صورت‌های متفاوتش، که ذره ذره کردن منطق مقاومت است. از این رو، این جنبش‌های واکنشی، در وهلۀ نهایی در خدمت توده‌وار شدن و نمادین شدنِ صرف عمل می‌کنند و نزاع را به سطح بازنمایی فرومی‌کاهند. این فضا، بستری است برای ظهور فرقه‌‌گرایی. وضعیتی که راه ظهور  فاشیسم را هموار می‌کند. دورۀ حاضر با مرور برخی متون کلیدی در این حوزه تلاش دارد فرایند پیش گفته را با اشاراتی به ایران معاصر صورت‌بندی نماید.

منابع

نیچه، فردریش (1404). تبارشناسی اخلاق. ترجمۀ داریوش آشوری، انتشارات آگاه.

شلر، ماکس (1402). کین‌توزی. ترجمۀ جواد گنجی، نشر ثالث.

دولوز، ژیل (1403). نیچه و فلسفه. ترجمۀ عادل مشایخی، نشر نی.

آدورنو، تئودور (1384). اخلاق صغیر. ترجمۀ حمید فرازنده، نقش خورشید.

آرنت، هانا (1404). وضع بشر. ترجمۀ مسعود علیا، انتشارات ققنوس.

Sloterdijk, P. (2010). Rage and time: A psychopolitical investigation. Columbia University Press.

 Brown, W. (1995). States of injury: Power and freedom in late modernity. Princeton University Press.

Lacan, J. (1992). The ethics of psychoanalysis, 1959–1960: The seminar of Jacques Lacan, Book VII (D. Porter, Trans.; J.-A. Miller, Ed.). W. W. Norton & Company.

Taylor, C. (1989). Sources of the self: The making of the modern identity. Harvard University Press.

Girard, R. (1989). The Scapegoat. Johns Hopkins University Press.

Girard, R. (1979). Violence and the Sacred. Johns Hopkins University Press.

Eco, U. (1995). Ur-fascism. The New York review of books22, 12-15.

Reich, W. (1970). The mass psychology of fascism. Macmillan.

نحوه برگزاری: حضوری – آنلاین

ناموجود