در مجموعه آشنایی با خمسه تهماسبی ، من سیاوش میرزایی مهر، با نگاهی دقیقتر به این نسخه مصور نفیس خواهم پرداخت و ویژگیهای این کتاب با شکوه و نگارههای ارجمند آن را بررسی خواهم کرد.
قسمت نخست : آشنایی کلی با نسخه مصور خمسه تهماسبی
🔸خمسه شاه تهماسبی یکی از شاهکارهای برجسته هنر نگارگری ایران در دوره صفوی است. این نسخه نفیس شامل پنج منظومه، سروده نظامی گنجوی (مخزنالاسرار، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفتپیکر و اسکندرنامه) بوده و در زمان سلطنت شاه تهماسب صفوی در کارگاه سلطنتی تبریز تهیه شده است.
متن این نسخه به خط نستعلیق و توسط خوشنویس برجسته، شاه محمود نیشابوری نوشته شده که از خوشنویسان بزرگ اوایل دوره صفوی به شمار میرود. تعدادی از برجستهترین نقاشان و نگارگران دربار صفـوی در خلق این نسخه ارجمند همکاری داشتهاند که سلطان محمد، میرمصور، آقا میرک، میرزا علی و شاه مظفر از جمله آناناند.
>این نگارگران تحت حمایت مستقیم شاه تهماسب در کارگـاه سلطـنتی کار میکردند و به تولید نگارههایی با جزئیات دقیق، رنگهای زنده و ترکیببندیهای پیچیده مشغول بودند.
قسمت دوم : نگاره معراج پیامبر
🔸 نگاره “معراج پیامبر (ص)” اثر سلطان محمد، نمونهای از اوج زیبایی و ظرافت در هنر نگارگری ایرانی است که در کتاب ارجمند خمسه تهماسبی اجرا شده است. طراحی مارپیچی و رنگهای درخشان این اثر فضایی را خلق میکند که در آن پیامبر سوار بر براق و فرشتگان با حالتهای منحصر به فرد در کنار هم قرار گرفتهاند. جزئیات دقیق و انوار طلایی به این اثر عمق و زندگی میبخشند و هر نگاه زیبایی شناسی را به تأمل در زیباییهای نگارگری ایران دعوت میکند.
قسمت سوم : نگاره پیرزن و سلطان سنجر
🔸نگارهای که در قسمت سوم به آن پرداختهایم ، دومین نگاره از خمسه شاه تهماسبی است که توسط سلطان محمد، نقاش معروف دوره صفوی به تصویر درآمده است. دراین نگاره، سلطان سنجر که نماینده قدرت و سلطنت محسوب میشود ، سوار بر اسب و با لباس سبز و قرمز با یراقآلات طلایی در مرکز نگاره قرار گرفته است. با توجه به ابزارها و سلاح هایی که در دست ملازمان پادشاه دیده میشود به نظر میرسد که شاه و همراهانش برای شکار از کاخ خارج شدهاند. درست مقابل پادشاه ، پیرزنی خمیده ایستاده و درحالی که به دامن سلطان چنگ زده ، با چشمانی پر از درد، به سلطان اعتراض میکند.
در حواشی نگاره بیت هایی از مخزنالاسرار نظامی گنجوی خودنمایی میکند :
پیرزنی را ستمی درگرفت
دست زد و دامن سنجر گرفت
کای ملک آزرم تو کم دیدهام
وز تو همهساله ستم دیدهام…
نگارگر این روایت نظامی گنجوی را در طبیعت زیبای بهاری تصویر کرده است. طبیعت در این نگاره با دقت و ظرافت زیادی اجرا شده؛ از پوشش گیاهی و صخرهها گرفته تا درختها. آسمان هم در مقایسه با آسمان نگاره “معراج پیامبر ” رنگ روشنتری دارد، گویی نقاش در این اثر بیشتر واقعیتهای این جهانی را مد نظر داشته است.
چهره پیرزن معترض، تنها چهره غمگین در این تصویر است و بقیه افراد یعنی همه ملازمان سلطان، چهرههایی بی اعتنا و بیروح دارند و تا حدودی از این روبرویی سلطان با پیرزن متعجب به نظر می رسند.
اما نکته جالبتر نگاره این است که در مقابل چهرههای بی حس افراد حاضر، چهرههایی پر از احساسات و بیانگری لابلای سنگها و صخرهها پنهان شده اند. در این نگاره، زمین و طبیعت دیگر یک پسزمینه ساده نیستند بلکه بهعنوان موجوداتی زنده و پر از روح به تصویر کشیده شدهاند. با این نگاه عرفانی، همه چیز از سنگ و خاک گرفته تا آسمان و ستارهها، در یک پیوند عمیق در همتنیده اند.
این اثر یک نقد اجتماعی است که از طریق به تصویر کشیدن اعتراض پیرزن به سلطان سنجر، نارضایتی مردم ستمدیده از ظلم و بیعدالتی قدرتها را بازتاب میدهد.
قسمت چهارم : شاپور پرتره خسرو را به شیرین نشان میدهد
🔸نگاره مورد بحث این قسمت از مجموعه خمسه نظامی، اثری برجسته به قلم میرزا علی، فرزند سلطان محمد، استاد برجسته مکتب صفوی تبریز، است که جایگاه ویژهای در نگارگری ایرانی دارد. این اثر از معدود نمونههایی است که هنر نقاشی و پرترهنگاری را بهعنوان موضوع اصلی خود برگزیده و نقش محوری آن را در فرهنگ و ادبیات پارسی به نمایش میگذارد. در این نگاره، شاپور، هنرمند و واسطه خسرو پرویز، با ترسیم پرترهای از خسرو، زمینهساز پیوند عاشقانه او با شیرین میشود؛ لحظهای که نظامی گنجهای با دقت و زیبایی در ابیات خود ثبت کرده است:
بیاوردند صورت پیش دلبند / بر آن صورت فرو شد ساعتی چند
این اثر نهتنها ارزش هنری والایی دارد، بلکه بهعنوان سندی از تعامل عمیق میان نقاشی و روایت ادبی در سنت پارسی، شایسته تأمل است.